حسن حسن زاده آملى
521
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى)
هر يك از كتابهاى نامبرده در مسائل فن مربوطه به فن هيئت بسيار گرانقدر و ارزشمند است و در پيرامون كهكشان و ستارگانش بيانى سودمند دارد ، تا گاه عنوان آنها در اين دروس فرارسد ، جز تحفه هدايت هيچيك بطبع نرسيده است . آن كه در قانون ناصرى گفته است كه آن غباريست كه ذراتش الخ ، بدين مضمون خاقانى شروانى گويد : دى غبارى بر فلك مى رفت گفتم كاين غبار مركبان شه زراه كهكشان افشانده اند در برهان قاطع و آنندراج گويند : كهكشان مخفف كاهكشان است و آن سفيديى باشد كه شبها به طريق راه در آسمان نمايد ، و آن از بسيارى ستاره هاى كوچك نزديك به هم است و عربان مجره مى گويند . به بيان عبارت تذكره و شرح آن بازگشت كنيم . از نقلهاى ياد شده بدست آمده است كه ناميدن كهكشان به راه شيرى و دائره شيرى خيلى ريشه دار است . آن كه بيرجندى گفته است « : و هى المشهورة عند العامة بسبيل التبانين » تبن كاه است و تبان كاه كش ، كاه كش كه با تور مخصوص خودش كاه را از خرمن گاه به انبار كاه مى برد در راه برگهاى كاه كه از تور مى ريزند راه كاهكش را نشان مى دهند ، و برگ كاه بسپيدى زند و با خاك آميخته گردد راهى سياه و سپيد پديد آيد ، از اين روى كاهكشان آسمان بسان راه كاهكشان زمين نمايد ، صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى . اما آن كه بيرجندى گفته است « و يقال هى باب السماء » ، در ماده جر سفينة البحار آمده است كه : كتاب الغارات باسناده عن ابن نباتة قال سئل اميرالمؤمنين عليه السلام عن المجرة فقال : ابواب السماء فتحها الله تعالى على قوم نوح ثم اغلقها فلم يفتحها ( ؟ ) و روايتى از ابن عباس باب السماء است كه گفته آيد . و اما آن كه گفته است « لانها كاثر المجر » در هامش دو نسخه از شرح تذكره آمده است كه : المجر بالتسكين الجيش الكثير . ظاهر اين تعليل اين است كه مجره از